میان شب مهِ تابان پدر بود
برای غصه ها درمان پدربود
ترک بر روی انگشتش فراوان
برای لقمه های نان پدربود
پدرکوه غم و سنگ صبورم
به شبها گریه ی پنهان پدر بود
به قلبم حک شده نامش همیشه
نشانِ رحمت یزدان پدربود
پدر زجر و پدر اشک و پدر آه
عزیز و مونس شایان پدر بود
به جان خود خریده غصه ها را
گذشت از شادیش آسان، پدر بود
علی الگوی او در زندگانی
همیشه مظهر ایمان پدربود
به من آموخت او در اولین بار
کلام و آیه ی قرآن پدر بود
شعر از دفتر اشعار مجید شاکری حسین آباد
نظرات شما عزیزان:
مینا 
ساعت13:01---30 ارديبهشت 1391
سلام هنرمند عزیز کارهایترا خوندم زیبا بود ورودت را به گلستان تبریک میگم سپاس
موسی 
ساعت21:07---13 ارديبهشت 1391
اشعارزیبایی ازشما خوا ندمازاول تا این یکی خوب
وهمه دریک سطح ادبی بودند بقیه راهم میخانم
موفق باشی